معماری حافظه صنعتی: چالش پنهان پشت صنعت ۴.۰
صنعت ۴.۰ به سیستمهای حافظهای وابسته است که بتوانند کنترلکنندهها را به سرعت راهاندازی کنند، بارهای کاری زمان واقعی را پردازش کنند، دادههای حیاتی را در هنگام قطع برق حفظ کنند و در محیطهای صنعت...
صنعت 4.0 معمولاً از طریق فناوریهای قابل مشاهده توصیف میشود. خطوط تولید متصل، هوش مصنوعی صنعتی، دوقلوهای دیجیتال، رباتهای خودران و تحلیلهای ابری اغلب محور بحث هستند.
با این حال، این قابلیتها به بخشی کمتر قابل مشاهده از سیستم وابستهاند. هر کنترلکننده صنعتی، درایو، ربات، پلتفرم بینایی ماشین و کامپیوتر لبه به حافظه قابل اعتماد نیاز دارد.
حافظه دستورالعملهایی را که تجهیزات را راهاندازی میکنند ذخیره میکند. متغیرهای فعال را در حین اجرای برنامههای کنترل نگه میدارد. همچنین هشدارها، تاریخچه فرآیند، سوابق تولید و شواهد تشخیصی را حفظ میکند.
با افزایش اتصال سیستمهای صنعتی، حجم دادهای که از هر دستگاه عبور میکند همچنان افزایش مییابد. کنترلکنندهها باید اطلاعات بیشتری را بدون به خطر انداختن زمان چرخه، رفتار قطعی یا در دسترس بودن تجهیزات پردازش کنند.
حافظه صنعتی باید در شرایطی کار کند که به طور قابل توجهی با الکترونیک مصرفی متفاوت است. ممکن است با گرما، سرما، نویز الکتریکی، قطع مکرر برق، لرزش و دورههای خدماتی بیش از پانزده سال مواجه شود.
ظرفیت به تنهایی این مشکلات را حل نمیکند. مهندسان باید تأخیر، پهنای باند، دوام نوشتن، نگهداری، رفتار در هنگام قطع برق، امنیت سایبری و در دسترس بودن بلندمدت قطعات را نیز در نظر بگیرند.
یک معماری حافظه که در آزمایشگاه کار میکند ممکن است در داخل کابینت تولید شکست بخورد. طراحی که در زمان راهاندازی کافی به نظر میرسد ممکن است پس از بهروزرسانیهای فرمویر و معرفی خدمات داده اضافی ناکافی شود.
به همین دلایل، حافظه به یکی از چالشهای مهندسی پنهان در مسیر صنعت 4.0 تبدیل شده است.

شکل 1. صنعت 4.0 ماشینآلات متصل، جمعآوری گسترده دادهها، پردازش توزیعشده و تصمیمگیری محلی را ترکیب میکند.
صنعت 4.0 همچنین یک معماری حافظه است
انقلاب صنعتی چهارم محل ایجاد، پردازش و ذخیره اطلاعات صنعتی را تغییر میدهد.
سیستمهای اتوماسیون سنتی نسبتاً متمرکز بودند. حسگرها مقادیر فرآیند را به کنترلکنندهها ارسال میکردند، در حالی که سیستمهای نظارتی اطلاعات انتخابشده را نمایش داده و هشدارها را ثبت میکردند.
کارخانههای مدرن هوش را در چندین سطح توزیع میکنند. حسگرهای هوشمند تشخیص عیب انجام میدهند. درایوها رفتار موتور را تحلیل میکنند. PLCها کنترل و ارتباط را هماهنگ میکنند. کامپیوترهای لبه دادهها را از چندین ماشین جمعآوری میکنند.
پلتفرمهای ابری ممکن است عملکرد را در کارخانهها، خطوط تولید یا ناوگان تجهیزات مقایسه کنند. با این حال، ابر جایگزین پردازش محلی نمیشود.
تصمیمات کنترل حیاتی باید نزدیک به ماشین باقی بمانند. یک سیستم تولید نمیتواند برای هر عمل به اتصال مداوم خارجی وابسته باشد.
این معماری توزیعشده نیازهای حافظه محلی را افزایش میدهد. هر دستگاه باید نرمافزار بیشتری ذخیره کند، بافرهای ارتباطی بزرگتری را نگه دارد و حجم بیشتری از دادههای عملیاتی را پردازش کند.
یک PLC ممکن است منطق کنترل را اجرا کند در حالی که دستورالعملها، هشدارها، جلسات اترنت، خدمات وب و سوابق تولید را مدیریت میکند. یک درایو سروو ممکن است دادههای موتور، پارامترهای ایمنی، مقادیر تنظیم و تاریخچه رویدادها را ذخیره کند.
یک ربات صنعتی ممکن است در حالی که دادههای بینایی را پردازش میکند و اطلاعات را با تجهیزات اطراف تبادل میکند، مسیرها را محاسبه کند. یک دروازه لبه ممکن است چندین درایور پروتکل و برنامههای تحلیلی را بهطور همزمان اجرا کند.
هر بار کاری نیازهای متفاوتی ایجاد میکند. برخی دادهها باید در عرض میکروثانیه در دسترس باشند. سایر سوابق میتوانند بعداً پردازش شوند اما باید در برابر قطع برق مقاومت کنند.
معماری حافظه تعیین میکند که آیا این نیازها میتوانند بدون تأثیر بر قابلیت اطمینان سیستم همزیستی داشته باشند یا خیر.
بنابراین طراح صنعتی باید تصمیم بگیرد کدام اطلاعات درون پردازنده باقی بماند، کدام به رم خارجی منتقل شود و کدام نیاز به ذخیرهسازی غیر فرار دارد.
این صرفاً یک تصمیم سختافزاری نیست. ساختار نرمافزار، اولویتهای کنترل، نیازهای نگهداری و سیاستهای امنیت سایبری همه بر معماری نهایی تأثیر میگذارند.
دادههای صنعتی دارای چندین طول عمر متفاوت هستند.
هر نقطه داده ارزش عملیاتی یا طول عمر مورد نیاز یکسانی ندارد.
یک خطای موقعیت که در یک چرخه سروو محاسبه شده ممکن است پس از چرخه بعدی بیاهمیت شود. یک دستورالعمل ماشین ممکن است نیاز باشد برای سالها در دسترس بماند.
یک توالی هشدار ممکن است ماهها بعد در طول بررسی خرابی مورد نیاز باشد. یک گواهی امنیتی ممکن است در طول چندین نسخه فرمویر معتبر باقی بماند.
این تفاوتها چندین کلاس داده گسترده ایجاد میکند.
دادههای برنامه شامل بوتلودرها، فرمویر، سیستمعاملها، کتابخانههای ارتباطی و برنامههای کاربری است. این اطلاعات باید هنگام قطع برق در دسترس باقی بماند.
دادههای پیکربندی شامل پارامترهای دستگاه، مقادیر کالیبراسیون، تنظیمات شبکه، دستورالعملها و محدودیتهای خاص ماشین است. معمولاً کمتر تغییر میکند اما نیاز به یکپارچگی قوی دارد.
دادههای زمان اجرا شامل متغیرهای موقت، پشتههای وظیفه، بافرهای ارتباطی، فریمهای تصویر و محاسبات میانی است. نیاز به دسترسی سریع دارد اما معمولاً پس از خاموش شدن نیازی به نگهداری ندارد.
دادههای تاریخی شامل رویدادها، هشدارها، روندهای شرایط، شمارندههای تولید و شواهد نگهداری است. ممکن است در طول چرخه عمر تجهیزات بهطور مداوم نوشته شود.
دادههای امنیتی شامل کلیدهای رمزنگاری، گواهیها، شناسههای دستگاه و اطلاعات بوت امن است. ظرفیت آن ممکن است کوچک باشد، اما دسترسی غیرمجاز میتواند خطر قابل توجهی ایجاد کند.
این کلاسهای داده نباید بهطور خودکار یک روش ذخیرهسازی را به اشتراک بگذارند.
کد بوت ممکن است نیاز به نگهداری طولانی و خواندن سریع داشته باشد اما نسبتاً نوشتارهای کمی داشته باشد. یک گزارش تشخیصی ممکن است به میلیونها عملیات نوشتن نیاز داشته باشد.
یک بافر بینایی ماشینی ممکن است به پهنای باند بالا نیاز داشته باشد اما نیازی به نگهداری بدون افت توان نداشته باشد. یک پیکربندی مرتبط با ایمنی ممکن است نیازمند ذخیرهسازی تکراری و اعتبارسنجی دقیق باشد.
معماری حافظه باید این تفاوتها را منعکس کند. انتخاب دستگاه فقط بر اساس ظرفیت میتواند منجر به دوام ضعیف، هزینه زیاد یا رفتار بازیابی غیرقابل قبول شود.
سه نقش حافظه در تجهیزات صنعتی
اکثر سیستمهای تعبیهشده صنعتی از حافظه برای سه عملکرد اصلی استفاده میکنند.
اولین عملکرد، ذخیرهسازی برنامه است. فلش خارجی معمولاً کد بوت، فرمور و برنامه کاربر مورد نیاز برای راهاندازی دستگاه را ذخیره میکند.
دومین عملکرد، حافظه کاری است. RAM توسعهیافته فضای موقتی برای برنامههای فعال، محاسبات، ارتباطات و بافر داده فراهم میکند.
سومین عملکرد، ذخیرهسازی دادههای نگهداریشده است. این حافظه پیکربندی، هشدارها، شمارندهها و تاریخچه دستگاه را پس از قطع برق حفظ میکند.
این عملکردها ممکن است در یک بسته پردازنده یکپارچه شوند یا در چندین دستگاه توزیع شوند. نیازهای مهندسی آنها همچنان متفاوت باقی میماند.
ذخیرهسازی برنامه اولویت را به نگهداری، قابلیت اطمینان راهاندازی و بهروزرسانیهای امن میدهد. حافظه کاری اولویت را به تأخیر، پهنای باند و دسترسی پیشبینیشده میدهد.
ذخیرهسازی نگهداریشده اولویت را به دوام نوشتن، حفاظت در برابر قطع برق و یکپارچگی دادههای بلندمدت میدهد.
یک PLC ممکن است از فلش NOR برای فرمور و کد برنامه استفاده کند. ممکن است از DRAM یا SRAM برای اجرا، ترافیک شبکه و متغیرهای زمان اجرا استفاده کند.
یک دستگاه غیر فرّار دیگر ممکن است برچسبهای نگهداریشده، تاریخچه رویدادها و دادههای پیکربندی را حفظ کند.
یک درایو سروو از آرایش مشابهی استفاده میکند. فلش فرمور کنترل و پایگاه دادههای موتور را ذخیره میکند. RAM سریع از محاسبات جریان، سرعت و موقعیت پشتیبانی میکند.
ذخیرهسازی غیر فرّار پارامترهای تنظیم، ساعات کار و تاریخچه خطاها را حفظ میکند.
رباتهای صنعتی، سیستمهای CNC و پلتفرمهای بینایی ماشین از همان مدل کلی استفاده میکنند، اگرچه ظرفیت و نیازهای پهنای باند آنها ممکن است بهطور قابل توجهی بالاتر باشد.
درک این سه نقش حافظه به مهندسان کمک میکند تا از استفاده از یک فناوری برای همه بارهای کاری اجتناب کنند.

شکل ۲. یک سیستم تعبیهشده صنعتی معمولی ترکیبی از پردازش، ورودی/خروجی، ارتباطات، ذخیرهسازی برنامه، حافظه کاری و ذخیرهسازی دادههای نگهداریشده است.
حافظه فلش و راهاندازی مطمئن کنترلر
هر کنترلر صنعتی عملیات خود را با بازیابی کد اجرایی از حافظه غیر فرّار آغاز میکند.
توالی راهاندازی ممکن است پردازنده را مقداردهی اولیه کند، سختافزار را آزمایش کند، رابطها را پیکربندی کند، فرمور را تأیید کند، پارامترهای تأییدشده را بازیابی کند و برنامه کاربر را اجرا کند.
اگر کد ذخیرهشده آسیب ببیند، کنترلر ممکن است این توالی را کامل نکند. حتی اگر همه اجزای مکانیکی عملکردی باشند، دستگاه ممکن است در دسترس نباشد.
فلش NOR معمولاً برای ذخیرهسازی برنامههای صنعتی استفاده میشود زیرا از نگهداری غیر فرّار و خواندن تصادفی پشتیبانی میکند.
بسیاری از طراحیها همچنین از عملیات اجرای مستقیم استفاده میکنند. پردازنده دستورالعملها را مستقیماً از فلش میخواند به جای اینکه کل برنامه را به RAM کپی کند.
این رویکرد میتواند زمان راهاندازی و نیازهای حافظه کاری را کاهش دهد. همچنین اهمیت عملکرد خواندن فلش و پایداری رابط را افزایش میدهد.
دستگاه باید کد را به طور مداوم در برابر تغییرات ولتاژ و دماهای شدید ارائه دهد. حاشیههای زمانی باید در بدترین شرایط عملیاتی کافی باقی بمانند.
فرمویر مدرن نسبت به برنامههای کنترل قبلی به ظرفیت بیشتری نیاز دارد. پشتههای شبکه، رابطهای وب، کتابخانههای امنیتی، خدمات تشخیصی و عملکردهای بهروزرسانی از راه دور همه فضای ذخیرهسازی مصرف میکنند.
طراحان باید ظرفیت را برای نسخههای آینده نیز رزرو کنند. پر کردن حافظه در نسخه اول نرمافزار فضای کمی برای وصلههای امنیتی یا ویژگیهای جدید ارتباطی باقی میگذارد.
تجهیزات صنعتی ممکن است پانزده سال یا بیشتر در خدمت باقی بمانند. نیازهای نرمافزاری آنها در این مدت میتواند به طور قابل توجهی تغییر کند.
ظرفیت ذخیرهسازی کد باید حاشیه رشد واقعی را شامل شود، نه فقط اندازه اولیه فرمویر.
قابلیت اطمینان راهاندازی باید شامل رفتار بازیابی نیز باشد. دستگاه باید بداند در صورت شکست اعتبارسنجی فرمویر یا قطع بهروزرسانی چگونه واکنش نشان دهد.
بهروزرسانیهای فرمویر نباید باعث غیرقابل استفاده شدن ماشینها شوند.
بهروزرسانیهای فرمویر از راه دور در سیستمهای صنعتی متصل به طور فزایندهای رایج شدهاند.
آنها هزینههای خدمات را کاهش میدهند و به تولیدکنندگان اجازه میدهند بدون نیاز به بازدید از هر نصب، نقصها یا آسیبپذیریهای امنیتی را اصلاح کنند.
با این حال، بهروزرسانی قطعشده میتواند تصویر فرمویر فعال را خراب کند. قطع برق یا از دست رفتن ارتباط ممکن است دستگاه را از راهاندازی مجدد باز دارد.
یک راهحل رایج معماری دو تصویری است. کنترلر فرمویر فعلی را نگه میدارد و نسخه جدید را در ناحیه حافظه دیگری مینویسد.
سیستم قبل از فعالسازی تصویر جدید را تأیید میکند. اگر اعتبارسنجی شکست بخورد، از نسخه قبلی استفاده میکند.
این طراحی بازیابی را بهبود میبخشد اما نیازمند ظرفیت اضافی و مدیریت دقیق پارتیشنها است.
فرآیند بهروزرسانی نیز باید اصالت را تأیید کند. دستگاههای متصل نباید فرمویر را از منبع ناشناخته یا غیرمجاز اجرا کنند.
بوت امن اعتماد را از ابتدای فرآیند راهاندازی برقرار میکند. کنترلر قبل از اجرا امضای نرمافزار را بررسی میکند.
فرآیند تأیید به کلیدهای محافظتشده و کد راهاندازی مورد اعتماد بستگی دارد. این عناصر باید در جایی ذخیره شوند که نرمافزارهای معمولی نتوانند بهطور آزادانه آنها را تغییر دهند.
حفاظت در برابر بازگشت به نسخه قبلی نیز ممکن است ضروری باشد. یک مهاجم نباید بتواند نسخه قدیمی فرمویر که دارای آسیبپذیریهای شناختهشده است را دوباره نصب کند.
بهروزرسانیهای فرمویر باعث ایجاد چرخههای نوشتن در دستگاه فلش میشوند. این فرکانس معمولاً بسیار کمتر از ثبت رویداد است، اما همچنان باید در محاسبه چرخه عمر لحاظ شود.
مهندسان باید حداکثر تعداد بهروزرسانیهای مورد انتظار، روش بازیابی لازم و رفتار در هنگام قطع ناگهانی برق را مستندسازی کنند.
کنترلری که بهروزرسانیهای از راه دور را بدون مکانیزم پشتیبان قابل اعتماد پشتیبانی کند، ممکن است هزینه خدمات را کاهش دهد اما ریسک عملیاتی را افزایش دهد.
دوام و نگهداری فلش نیازمند تفکر متفاوتی هستند.
حافظه فلش همیشه نمیتواند دادهها را مستقیماً بازنویسی کند. ممکن است لازم باشد یک ناحیه قبل از برنامهریزی اطلاعات جدید پاک شود.
عملیات پاکسازی معمولاً بلوکها را تحت تأثیر قرار میدهد نه بایتهای منفرد. این رفتار فلش را برای فرمور مؤثر اما برای دادههای پر تغییر پیچیدهتر میکند.
تصویر بوت ممکن است فقط چند بار در سال تغییر کند. شمارنده تولید ممکن است هر ثانیه بهروزرسانی شود.
قرار دادن هر دو بار کاری در یک ناحیه حافظه میتواند باعث سایش غیرضروری و پیچیدگی در بازیابی شود.
توزیع یکنواخت نوشتنها در چندین مکان فیزیکی باعث جلوگیری از رسیدن زودهنگام یک آدرس به حد تحمل خود میشود.
رکوردهای تکراری نیز میتوانند قابلیت اطمینان را افزایش دهند. کنترلر قبل از باطل کردن نسخه قبلی، یک نسخه جدید مینویسد.
اگر برق در حین بهروزرسانی قطع شود، حداقل یک رکورد معتبر باقی میماند.
نگهداری دادهها مسئلهای جداگانه است. یک دستگاه ممکن است تعداد زیادی نوشتن را تحمل کند اما دادههای ذخیره شده را در دمای بالا برای مدت کوتاهتری حفظ کند.
کابینتهای الکتریکی ممکن است به دلیل درایوها، پردازندهها، منابع تغذیه و جریان هوای محدود گرم باقی بمانند.
تجهیزات فضای باز ممکن است هم دمای بالای روز و هم شرایط راهاندازی سرد را تجربه کنند.
مهندسان باید نگهداری دادهها را در محدوده دمای صنعتی مشخص شده ارزیابی کنند. اعداد دمای اتاق راهنمایی ناقص ارائه میدهند.
کل سیستم باید تحت چرخههای مکرر برق نیز آزمایش شود. بسیاری از خرابیهای ذخیرهسازی در طول انتقال ولتاژ رخ میدهند نه در عملیات پایدار.
بنابراین قابلیت اطمینان فلش به دستگاه حافظه، معماری برق، زمانبندی رابط و روش بهروزرسانی نرمافزار بستگی دارد که باید با هم کار کنند.
حافظه توسعهای از بار کاری فعال پشتیبانی میکند.
پردازندهها شامل SRAM داخلی هستند، اما کاربردهای صنعتی مدرن اغلب به ظرفیت موقت بیشتری نیاز دارند.
حافظه توسعهای از برنامههای کنترل فعال، سیستمعاملها، بافرهای شبکه، تجسم، محاسبات تحلیلی و ساختارهای داده موقت پشتیبانی میکند.
این حافظه معمولاً هنگام قطع برق محتوای خود را از دست میدهد. هدف اصلی آن دسترسی سریع و پیشبینیپذیر در حین عملیات است.
DRAM ظرفیت بالا و پهنای باند قوی فراهم میکند. این نوع حافظه در سیستمهایی که دادههای بزرگ یا محیطهای نرمافزاری پیچیده را مدیریت میکنند، رایج است.
با این حال، DRAM نیازمند عملیات تازهسازی، زمانبندی کنترلشده رابط و طراحی دقیق PCB است. همچنین ممکن است مصرف برق و بار حرارتی را افزایش دهد.
SRAM دسترسی سادهتر و رفتار پیشبینیپذیرتری ارائه میدهد اما معمولاً چگالی کمتری با هزینه بالاتر دارد.
انتخاب صحیح به بار کاری بستگی دارد. یک PLC جمعوجور نیازهای متفاوتی نسبت به یک کامپیوتر صنعتی که بینایی ماشین اجرا میکند دارد.
ظرفیت حافظه باید بر اساس تقاضای اوج نه استفاده متوسط تعیین شود.
یک کنترلکننده ممکن است با مصرف متوسط حافظه به طور عادی کار کند. ترافیک سنگین شبکه، ضبط تشخیصی یا تغییر دستورالعمل میتواند قلههای موقتی ایجاد کند.
فضای ناکافی میتواند باعث شکست تخصیص یا عملکرد ناپایدار در این رویدادها شود.
برنامههای زمان واقعی همچنین باید از تخصیص پویا کنترلنشده اجتناب کنند. تخصیص و آزادسازی مکرر میتواند باعث تکهتکه شدن و زمان اجرای غیرقابل پیشبینی شود.
بسیاری از سیستمهای صنعتی در زمان راهاندازی حافظه را رزرو میکنند. بافرهای ثابت و محدودیتهای تعریف شده وظیفه به حفظ رفتار قطعی کمک میکنند.
بنابراین RAM توسعه یافته بیش از ظرفیت اضافی است. باید نیازهای زمانبندی و قابلیت اطمینان کل برنامه را پشتیبانی کند.
ماشینهای مختلف نیازهای متفاوتی برای حافظه کاری ایجاد میکنند.
PLCها به طور سنتی از حافظه کاری برای جداول ورودی/خروجی، تایمرها، شمارندهها، متغیرهای برنامه و دادههای ارتباطی استفاده میکردند.
کنترلکنندههای مدرن همچنین بافرهای هشدار، خدمات وب، جلسات امنیتی، تاریخچه دادهها و چندین پروتکل صنعتی را نگهداری میکنند.
این خدمات اضافی توضیح میدهند چرا سیستمهای PLC و PAC معاصر به طور قابل توجهی حافظه بیشتری نسبت به نسلهای قبلی نیاز دارند.
سیستمهای حرکت نیازمندی دیگری ایجاد میکنند. کنترلکنندههای سروو محاسبات جریان، سرعت و موقعیت را با نرخهای بالا اجرا میکنند.
این حلقهها به دسترسی مداوم وابستهاند. ظرفیت حافظه بزرگ اگر تأخیر بهطور غیرقابل پیشبینی تغییر کند، فایده کمی دارد.
متغیرهای حیاتی حرکت ممکن است در حافظه داخلی سریع باقی بمانند. دادههای مسیر، بافرهای ارتباطی و تجسم میتوانند از RAM خارجی استفاده کنند.
رباتهای صنعتی کنترل حرکت را با برنامهریزی مسیر، مناطق برخورد، تبدیلات مختصات و ارتباطات جانبی ترکیب میکنند.
رباتهای هدایتشده توسط بینایی، پردازش تصویر و دادههای مدل را اضافه میکنند. این بارهای کاری نباید کنترل محور قطعی را مختل کنند.
سیستمهای CNC به برنامههای ماشینکاری، پایگاه داده ابزار، رابطهای گرافیکی، بافرهای درونیابی و محاسبات پیشبینی نیاز دارند.
ماشینکاری با سرعت بالا ممکن است بسیاری از دستورات حرکت آینده را قبل از اجرا تحلیل کند. این امر از حرکت نرم و عملکرد برش پایدار پشتیبانی میکند.
سیستمهای بینایی ماشین بهویژه دادههای موقتی بزرگی ایجاد میکنند. چندین فریم تصویر ممکن است بهطور همزمان برای فیلتر کردن، مقایسه و شناسایی اشیاء نگهداری شوند.
اکثر فریمها نیاز به نگهداری دائمی ندارند. حافظه RAM توسعه یافته آنها را تا زمان در دسترس بودن نتیجه بازرسی نگه میدارد.
بنابراین معماری باید با برنامه تطابق داشته باشد. منطق PLC، کنترل حرکت، رباتیک، CNC و بینایی نمیتوانند از طریق یک مشخصات حافظه کلی ارزیابی شوند.
پهنای باند حافظه باید در سطح سیستم ارزیابی شود.
برگه مشخصات حافظه ممکن است پهنای باند اوج چشمگیری نشان دهد. اما برنامه واقعی ممکن است بسیار کمتر به دست آورد.
هستههای پردازنده، موتورهای گرافیکی، رابطهای شبکه، کنترلرهای ذخیرهسازی و شتابدهندهها ممکن است از همان باس حافظه مشترک استفاده کنند.
رقابت زمانی افزایش مییابد که چندین عملکرد به طور همزمان اجرا شوند.
یک کنترلر ممکن است در شرایط کنترل عادی عملکرد خوبی داشته باشد اما در هنگام ارتباطات سنگین یا ضبط تشخیصی کند شود.
یک کامپیوتر صنعتی ممکن است تصاویر را به درستی پردازش کند تا زمانی که همزمان نمایش، ثبت در پایگاه داده و دسترسی از راه دور رخ دهد.
بنابراین تست سیستم باید بارهای کاری ترکیبی را بازتولید کند. فعالیتهای کنترل، ارتباطات، نمایش، تحلیل و ذخیرهسازی باید همزمان اجرا شوند.
تاخیر اغلب به اندازه پهنای باند کل اهمیت دارد. وظایف زمان واقعی نیاز به دسترسی مداوم دارند نه فقط نرخ متوسط بالا.
حافظه کش میتواند عملکرد متوسط پردازنده را بهبود بخشد. با این حال، عدم وجود کش ممکن است زمان دسترسی طولانیتری ایجاد کند.
کد و متغیرهای حیاتی ممکن است نیاز به قرارگیری در حافظه محلی سریع داشته باشند. دادههای کمتر فوری میتوانند از RAM خارجی استفاده کنند.
دسترسی مستقیم به حافظه میتواند دادهها را بین دستگاههای جانبی و حافظه بدون دخالت مداوم پردازنده منتقل کند.
این برای اترنت صنعتی، جمعآوری دادهها و بینایی ماشین مفید است. همچنین نیازمندیهای همزمانی ایجاد میکند.
پردازنده باید بداند که انتقالها کی کامل شدهاند. دادههای کش شده باید با محتوای حافظه فیزیکی همخوانی داشته باشند.
سیستمهای چند هستهای پیچیدگی بیشتری ایجاد میکنند زیرا چندین پردازنده ممکن است به طور همزمان به اطلاعات مشترک دسترسی داشته باشند.
معماری نرمافزار، مالکیت وظیفه و حفاظت حافظه بنابراین بخشهای ضروری مهندسی عملکرد هستند.
حافظه ثبت دادهها تاریخچه دستگاه را حفظ میکند.
سیستمهای صنعتی در طول عملیات هشدارها، تغییرات وضعیت، مقادیر فرآیندی و اندازهگیریهای تشخیصی تولید میکنند.
این اطلاعات توضیح میدهد که قبل از خرابی چه اتفاقی افتاده است. همچنین از تحلیل تولید، برنامهریزی نگهداری، کنترل کیفیت و مدیریت انرژی پشتیبانی میکند.
حافظه ثبت دادهها بار کاری متفاوتی نسبت به فلش برنامه یا RAM کاری دارد.
ممکن است برای سالها نوشتن مداوم دریافت کند. همچنین باید رکوردهای مهم را هنگام قطع ولتاژ تغذیه حفظ کند.
یک دستگاه با سرعت بالا میتواند هزاران رویداد در هر ساعت تولید کند. یک سیستم پایش شرایط ممکن است دما، جریان، لرزش و مقادیر فرآیندی را به طور مداوم ثبت کند.
مقدار دادهها میتواند به سرعت افزایش یابد وقتی تعداد زیادی حسگر اضافه شود.
هر رکورد نیازی به ذخیرهسازی دائمی ندارد. مقادیر فرآیندهای روتین ممکن است خلاصه شوند، در حالی که هشدارها و رویدادهای غیرعادی نگهداری طولانیتری دریافت میکنند.
بنابراین، استراتژی ثبت دادهها باید اولویت دادهها، نرخ نمونهبرداری، دوره نگهداری و میزان قابل قبول از دست دادن دادهها در هنگام خاموشی ناگهانی را تعریف کند.
پایداری حافظه باید بر اساس بار کاری واقعی نوشتن محاسبه شود.
یک متغیر که هر ثانیه یک بار نوشته میشود، بیش از سی میلیون نوشتن در سال ایجاد میکند. یک رکوردر با دقت میلیثانیه عدد بسیار بزرگتری تولید میکند.
محاسبه باید شامل فراداده و فعالیت مدیریت ذخیرهسازی باشد. سیستمهای فایل ممکن است نوشتنهای فیزیکی بیشتری نسبت به درخواست برنامه انجام دهند.
بافر کردن میتواند تعداد تراکنشهای نوشتن را کاهش دهد. با این حال، دادههای نگهداری شده در RAM کاری تا رسیدن به حافظه غیر فرّار آسیبپذیر باقی میمانند.
طراحی صحیح تعادل بین دوام، عملکرد و میزان دادهای که در هنگام وقفه ممکن است از دست برود را برقرار میکند.

شکل ۳. تجهیزات تولید هوشمند دادههای پیوستهای تولید میکنند که باید بهطور قابل اعتماد پردازش، ذخیره و بازیابی شوند.
SRAM پشتیبانی شده با باتری یک مشکل را حل کرد اما مشکلات دیگری ایجاد کرد
بسیاری از سیستمهای صنعتی قدیمی از SRAM پشتیبانی شده با باتری برای حفظ دادههای نگهداری شده استفاده میکردند.
یک SRAM کممصرف از طریق باتری زمانی که منبع اصلی قطع میشد، انرژی دریافت میکرد.
این روش دسترسی سریع و رفتار نرمافزاری سادهای ارائه میداد. کنترلر میتوانست از ناحیه نگهداری شده مانند حافظه عادی استفاده کند.
این روش برای پارامترهای ماشین، شمارندهها، دستورالعملها، سوابق رویداد و وضعیت عملیاتی خوب عمل میکرد.
با این حال، باتری به یک مورد نگهداری تبدیل شد. ظرفیت آن با گذر زمان، دما و شرایط ذخیرهسازی کاهش مییافت.
باتری ضعیف ممکن بود در حالی که دستگاه به طور عادی کار میکرد، بدون توجه باقی بماند.
خرابی تنها پس از قطع برق اصلی و از دست رفتن اطلاعات نگهداری شده قابل مشاهده میشد.
تعویض باتری نیازمند رویههای خدماتی، موجودی جایگزین، دسترسی برنامهریزی شده و مدیریت دفع بود.
سایتهای دورافتاده این بار را بیشتر میکردند. تعویض یک باتری کوچک ممکن بود نیازمند سفر تکنسین به ایستگاه پمپاژ یا نصب تأسیسات دورافتاده باشد.
حافظه پشتیبانی شده با باتری همچنین به مدار نظارتی نیاز داشت. این مدار قطع برق اصلی را تشخیص داده و SRAM را به منبع پشتیبان سوئیچ میکرد.
باید از نوشتنهای ناپایدار در هنگام تغییر ولتاژ جلوگیری میکرد. سوئیچ نادرست میتوانست دادهها را حتی زمانی که باتری سالم بود، خراب کند.
قطعات اضافی فضای PCB را افزایش داده و نقاط احتمالی خرابی بیشتری ایجاد کردند.
این محدودیتها طراحان را تشویق کرد تا به دنبال حافظه غیر فرّاری باشند که بتواند نوشتنهای مکرر را بدون وابستگی به باتری قابل تعویض فراهم کند.
حافظه RAM غیر فرّار چندین جایگزین ارائه میدهد
فناوریهای حافظه غیر فرّار مدرن میتوانند دادهها را بدون نیاز به برق پشتیبان مداوم حفظ کنند.
هیچ فناوری واحدی برای همه کاربردها ایدهآل نیست. هر کدام تعادل متفاوتی از چگالی، سرعت، دوام، هزینه و نگهداری ارائه میدهند.
F-RAM میتواند عملیات نوشتن مکرر را با انرژی نوشتن کم پشتیبانی کند. این حافظه برای شمارندهها، گزارشهای رویداد و متغیرهای نگهداری شده مناسب است.
nvSRAM رفتار عادی SRAM را با مکانیزم ذخیرهسازی غیر فرّار ترکیب میکند. دادههای فعال میتوانند در هنگام قطع برق حفظ شوند.
MRAM رویکرد دیگری ارائه میدهد که از حالتهای مغناطیسی برای نگهداری اطلاعات استفاده میکند. مناسب بودن آن به ظرفیت مورد نیاز، رابط و هزینه سیستم بستگی دارد.
فلش مدیریتشده چگالی بسیار بیشتری ارائه میدهد. برای پایگاههای داده بزرگ، ذخیره تصاویر و تاریخچههای طولانی مفید است.
با این حال، ذخیرهسازی مبتنی بر فلش نیاز به مدیریت سایش، تصحیح خطا و توجه به تأخیر نوشتن دارد.
روش ذخیرهسازی باید مطابق با کلاس داده باشد.
شمارنده با فرکانس بالا نیاز به دوام عالی اما ظرفیت کم دارد. آرشیو بینایی ماشین به ظرفیت بسیار بیشتری نیاز دارد اما ممکن است نوشتن کمتری به هر مکان فیزیکی دریافت کند.
یک حالت ماشین نگهداری شده نیاز به ضبط سریع و قابل اعتماد قطع برق دارد. یک پایگاه داده تاریخی ممکن است فرآیند خاموشی طولانیتری را تحمل کند.
مهندسان باید از انتخاب حافظه غیر فرار فقط به این دلیل که جدیدتر از SRAM پشتیبانیشده با باتری است، خودداری کنند.
تصمیم باید بر اساس فرکانس نوشتن، نگهداری مورد نیاز، شرایط محیطی و رفتار بازیابی قابل قبول گرفته شود.
آزمایش باید شامل قطع مکرر برق در حین نوشتن فعال باشد. این ضعفهایی را آشکار میکند که آزمایشهای معمولی دوام ممکن است نشان ندهند.
قطع برق باید به عنوان یک رویداد یکپارچگی دادهها در نظر گرفته شود
قطع برق فقط پردازنده را متوقف نمیکند. میتواند نوشتن فعال را قطع کرده و اطلاعات ذخیرهشده را ناقص باقی بگذارد.
نتیجه ممکن است یک رکورد آسیبدیده، پیکربندی نامعتبر یا فساد در ساختار فایل بزرگتر باشد.
سیستمهای مقاوم قبل از ناپایدار شدن پردازنده، افت منبع تغذیه را تشخیص میدهند.
سپس کنترلر میتواند فعالیتهای غیرضروری را متوقف کرده و اطلاعات حیاتی را حفظ کند.
خازنهای نگهدارنده یا منبع تغذیه بدون وقفه ممکن است انرژی کافی برای خاموشی کنترلشده فراهم کنند.
فاصله مورد نیاز به روش ذخیرهسازی و مقدار داده بستگی دارد.
ذخیره چند متغیر نگهداری شده ممکن است فقط به مدت کوتاهی نیاز داشته باشد. بستن یک پایگاه داده یا سیستم فایل بزرگ میتواند زمان بسیار بیشتری ببرد.
اطلاعات حیاتی باید اولویتبندی شوند. کنترلر ممکن است نیاز داشته باشد دستورالعمل فعال، شمارش دسته، حالت ماشین، وضعیت خطا و موقعیت محور را حفظ کند.
دادههای موقت نمایش و بافرهای ارتباطی معمولی معمولاً میتوانند دور ریخته شوند.
منطق بازیابی به همان اندازه مهم است. کنترلر نباید صرفاً به این دلیل که اطلاعات نگهداری شده وجود دارد، فرض کند که معتبر است.
چکسامها میتوانند فساد را شناسایی کنند. شمارههای توالی میتوانند جدیدترین رکورد کامل را شناسایی کنند.
ذخیرهسازی تکراری میتواند هم نسخه قبلی و هم نسخه فعلی را در طول بهروزرسانی نگه دارد.
پیکربندی خرابشده ممکن است خطرناکتر از پیکربندی گمشده باشد. یک ماشین میتواند با پارامترهای نادرست شروع به کار کند در حالی که ظاهراً طبیعی به نظر میرسد.
به همین دلیل، سوابق حیاتی قبل از استفاده نیاز به اعتبارسنجی دارند. برخی برنامهها همچنین باید تأیید اپراتور را قبل از از سرگیری عملیات درخواست کنند.
نگهداری پیشبینیشده به ذخیرهسازی مطمئن در لبه وابسته است
نگهداری پیشبینیشده بر شواهد مداوم رفتار تجهیزات تکیه دارد.
حسگرها ممکن است لرزش، دما، جریان، فشار، سرعت و وضعیت روانکاری را ثبت کنند.
این اندازهگیریها در طول زمان مقایسه میشوند تا خرابی قبل از وقوع نقص عملکرد شناسایی شود.
ابر میتواند تحلیل ناوگان را پشتیبانی کند، اما ذخیرهسازی محلی قابل اعتماد همچنان ضروری است.
قطع ارتباط نباید دوره کور ایجاد کند. دستگاه لبه باید دادهها را تا بازگشت اتصال بافر کند.
ظرفیت بافر مورد نیاز به نرخ نمونهبرداری، نوع داده و مدت زمان قطعی مورد انتظار بستگی دارد.
شکل موجهای لرزش با فرکانس بالا دادههای بسیار بزرگتری نسبت به روندهای دما ایجاد میکنند.
بنابراین بسیاری از سیستمها ویژگیها را به صورت محلی محاسبه میکنند. لرزش کلی، قلههای طیفی، ضریب قله و تغییر دما به فضای ذخیرهسازی کمتری نسبت به شکل موجهای خام کامل نیاز دارند.
دادههای خام میتوانند در اطراف ناهنجاریها، هشدارها و دورههای تشخیصی انتخاب شده حفظ شوند.
این روش بار ارتباط و ذخیرهسازی را کاهش میدهد و در عین حال شواهد مهندسی مهم را حفظ میکند.
کیفیت داده باید همراه با اندازهگیری ذخیره شود. نمونههای گمشده، خطاهای حسگر، تغییرات کالیبراسیون و شکستهای ارتباطی باید قابل مشاهده باقی بمانند.
در غیر این صورت، دادههای یخزده یا ناقص ممکن است رفتار پایدار ماشین را نشان دهند.
همگامسازی زمان نیز ضروری است. رویدادهای درایوها، کنترلرها، دروازهها و تاریخچهنگارها باید به ترتیب صحیح باقی بمانند.
ساعت ناپایدار میتواند باعث شود هشدار قبل از شرایط فرآیندی که آن را ایجاد کرده ظاهر شود.
حافظه قابل اعتماد، پرچمهای کیفیت داده و زمانبندی همگامسازی شده بخشی از معماری نگهداری پیشبینی شده هستند.
ماشینهای واقعی نشان میدهند چرا یک نوع حافظه کافی نیست.
یک خط بستهبندی با درایوهای سروو، خوانندههای بارکد، بینایی ماشین، نقالهها و یک PLC مرکزی را در نظر بگیرید.
حافظه فلش، نرمافزار سیستم کنترلر، برنامه ماشین، خدمات ارتباطی و نرمافزار مدیریت دستورالعملها را ذخیره میکند.
حافظه RAM توسعه یافته از منطق فعال، بافرهای شبکه، محاسبات تولید و پردازش موقت تصویر پشتیبانی میکند.
ذخیرهسازی غیر فرار اطلاعات دسته، شمارش ردها، تاریخچه هشدارها و خطاهای درایو را حفظ میکند.
سیستم بینایی ممکن است هر بسته را بازرسی کند اما فقط تصاویر ناموفق و نمونههای انتخاب شده تولید را نگه دارد.
فریمهای تصویری موقت تا تکمیل تصمیم بازرسی در حافظه RAM باقی میمانند. نگهداری هر تصویر مصرف ذخیرهسازی غیرضروری را افزایش میدهد.
پس از قطع برق، کنترلر باید اطلاعات دسته معتبر را بازیابی کند. نباید به طور خودکار هر عمل مکانیکی را از سر بگیرد.
محصولات نیمهفرآوری شده ممکن است داخل دستگاه باقی بمانند، در حالی که محورهای سروو ممکن است نیاز به تأیید موقعیت داشته باشند.
یک ایستگاه پمپاژ از راه دور اولویتهای متفاوتی ایجاد میکند.
ارتباط ممکن است برای چند ساعت قطع شود، اما PLC باید به کنترل محلی پمپها ادامه دهد.
ذخیرهسازی غیر فرار فشار، جریان، جریان موتور، مصرف انرژی، هشدارها و شروع به کار پمپها را در طول قطعی برق ثبت میکند.
وقتی ارتباط بازگردد، دروازه تاریخچه بافر شده را به سکوی مرکزی منتقل میکند.
رایانههای صنعتی که برای بینایی، پایگاه داده یا تحلیل لبه استفاده میشوند بار کاری بسیار بزرگتری ایجاد میکنند. ممکن است به DRAM و ذخیرهسازی حالت جامد قابل توجهی نیاز داشته باشند.
بنابراین، سکویهای محاسبات صنعتی مناسب باید از نظر ظرفیت حافظه، رفتار در هنگام قطع برق، محدودیتهای محیطی و قابلیت سرویسدهی ارزیابی شوند.
دمای محیط، نویز و کیفیت برق شکلدهنده قابلیت اطمینان هستند.
حافظه صنعتی در داخل یک محیط الکتریکی و مکانیکی بزرگتر کار میکند.
موتورها، کنتاکتورها، تجهیزات جوشکاری، درایوها و منابع تغذیه سوئیچینگ تداخل الکترومغناطیسی ایجاد میکنند.
رابطهای حافظه با سرعت بالا میتوانند نسبت به مسیرهای نامناسب، برق ناپایدار و زمین نامناسب حساس شوند.
یک قطعه حافظه ممکن است تمام الزامات دیتاشیت را برآورده کند در حالی که برد کامل غیرقابل اعتماد باقی بماند.
چیدمان PCB، یکپارچگی سیگنال، محافظت و تنظیم ولتاژ همه بر نتیجه تأثیر میگذارند.
دمای محیط چالش دیگری ایجاد میکند. کنترلرهای فشرده و دستگاههای لبهای مهر و موم شده ممکن است بدون فن کار کنند.
پردازندهها، چیپهای ارتباطی و مبدلهای برق دمای داخلی محفظه را افزایش میدهند.
دمای بالاتر میتواند بر نگهداری، نشت، زمانبندی و عمر قطعات تأثیر بگذارد.
تجهیزات بیرونی ممکن است در یک سال با راهاندازی در هوای سرد، تغییر سریع دما و گرمایش شدید خورشیدی مواجه شوند.
تست فقط در دمای اتاق شواهد محدودی برای استفاده صنعتی فراهم میکند.
کل سیستم باید در محدودههای ولتاژ و دمای شدید ارزیابی شود. همچنین باید در طول چرخههای مکرر روشن و خاموش شدن تست شود.
لرزش مکانیکی میتواند بر ذخیرهسازی قابل جابجایی، کانکتورها و اتصالات لحیم تأثیر بگذارد.
حافظه لحیمشده پایداری مکانیکی را بهبود میبخشد اما تعمیر در محل را پیچیده میکند. ذخیرهسازی قابل جابجایی تعویض را ساده میکند اما خطرات اتصال و دستکاری را افزایش میدهد.
طراحی صحیح به نصب، استراتژی خدمات و اهمیت تجهیزات بستگی دارد.
یکپارچگی دادهها و امنیت سایبری در حال همگرایی هستند.
خطاهای حافظه ممکن است ناشی از نویز الکتریکی، پیری، برق ناپایدار، نقص نرمافزاری یا رویدادهای تابش باشند.
برخی خطاها فقط یک بیت را تحت تأثیر قرار میدهند. برخی دیگر ممکن است یک رکورد پیکربندی کامل یا ساختار ذخیرهسازی را خراب کنند.
کدهای تصحیح خطا میتوانند برخی از خطاها را شناسایی و تعمیر کنند. توازن میتواند خطاهای سادهتر را تشخیص دهد.
جمعبندیها یا هشهای رمزنگاری میتوانند فریمور و دادههای پیکربندی حیاتی را تأیید کنند.
خطاهای اصلاحشده باید همچنان ثبت شوند. اصلاحات مکرر ممکن است نشاندهنده خرابی سختافزار، دمای بیش از حد یا مشکلات برق باشد.
نرمافزار نیز میتواند حافظه را خراب کند. سرریز بافر، اشارهگرهای نامعتبر و تعارضات وظیفه ممکن است بدون هیچ خرابی فیزیکی دستگاه، دادهها را آسیب بزنند.
واحدهای حفاظت از حافظه میتوانند برنامهها را ایزوله کرده و دسترسی غیرمجاز را محدود کنند.
بوت امن یک لایه دیگر اضافه میکند. کنترلکننده قبل از اجرا تأیید میکند که فرمویر آن اصیل است.
کلیدها و گواهیهای امنیتی نیاز به ذخیرهسازی محافظتشده دارند. نرمافزارهای کاربردی عادی نباید مدارک خصوصی را افشا کنند.
رابطهای اشکالزدایی نیز باید در تجهیزات تولید کنترل شوند. یک پورت توسعه باز میتواند سایر کنترلهای امنیتی را دور بزند.
گزارشهای امنیتی باید از تغییر محافظت شوند. یک مهاجم نباید بتواند با حذف فایلهای عادی شواهد را پاک کند.
این نیازها نشان میدهند که یکپارچگی دادهها و امنیت سایبری دیگر موضوعات جداگانه حافظه نیستند.
همان معماری باید اطلاعات را از فساد تصادفی و تغییر عمدی محافظت کند.
چرخههای عمر صنعتی مشکل منسوخ شدن ایجاد میکنند
تجهیزات صنعتی اغلب بسیار طولانیتر از الکترونیک تجاری عملیاتی باقی میمانند.
یک کنترلکننده، درایو یا ابزار ماشین ممکن است پانزده یا بیست سال خدمت کند. دستگاه حافظه انتخاب شده ممکن است عمر تولید بسیار کوتاهتری داشته باشد.
منسوخ شدن میتواند حتی زمانی که محصول صنعتی اصلی موفق است، باعث بازطراحی برد شود.
یک دستگاه جایگزین ممکن است همان ظرفیت و رابط را تبلیغ کند در حالی که رفتار متفاوتی دارد.
زمانبندی، ولتاژ، توالی دستورات، ویژگیهای امنیتی، دوام و درجه دما ممکن است متفاوت باشند.
درایورهای فرمویر ممکن است نیاز به تغییر داشته باشند. جایگزین باید تحت بارهای کاری واقعی اعتبارسنجی شود نه اینکه به طور خودکار سازگار فرض شود.
برنامهریزی چرخه عمر باید در طول طراحی اولیه آغاز شود.
مهندسان باید گزینههای منبع دوم، در دسترس بودن بستهبندی، وابستگیهای نرمافزاری و مدت زمان تولید مورد انتظار را بررسی کنند.
دستگاههای ذخیرهسازی مدیریتشده ممکن است اطلاعات سلامت مانند تعداد خطاها یا عمر باقیمانده را نیز گزارش دهند.
این اطلاعات به کنترلکننده اجازه میدهد تا قبل از خرابی کامل، خرابی را شناسایی کند.
ذخیرهسازی سپس میتواند در زمانهای برنامهریزی شده جایگزین شود نه پس از از دست دادن ناگهانی دادهها.
مستندسازی به همان اندازه مهم است. تیمهای مهندسی آینده باید بخشهای حافظه، روشهای بهروزرسانی، منطق بازیابی و فرضیات دوام را درک کنند.
بدون این اطلاعات، تغییر نرمافزاری بعدی ممکن است به طور ناخواسته از محدودیتهای طراحی اصلی فراتر رود.
انتخاب حافظه به عنوان یک سیستم صنعتی
فرآیند انتخاب عملی با طبقهبندی دادهها آغاز میشود.
مهندسان باید کد برنامه، متغیرهای زمان اجرا، پارامترهای نگهداری شده، گزارشهای رویداد، دادههای تصویری و اطلاعات امنیتی را شناسایی کنند.
گام بعدی تعریف ظرفیت است. برآورد باید شامل رشد نرمافزاری آینده، تصاویر پشتیبان، فراداده و فضای بازیابی باشد.
بارهای کاری خواندن و نوشتن باید محاسبه شوند. نرخهای متوسط کافی نیستند. اوجهای ناگهانی و دورههای ثبت بدترین حالت نیز اهمیت دارند.
نیازهای تأخیر و پهنای باند باید برای وظایف زمان واقعی تعریف شوند. یک دستگاه با ظرفیت بالا ممکن است همچنان برای کنترل قطعی نامناسب باشد.
نگهداری و دوام باید در محدوده دمای مورد انتظار ارزیابی شود.
طراحی همچنین باید رفتار در هنگام قطع برق را تعریف کند. مهندسان باید بدانند کدام دادهها نیاز به حفظ فوری دارند و فرآیند خاموش شدن چقدر میتواند طول بکشد.
کشف خطا، بوت امن، ذخیره کلید و کنترل دسترسی باید قبل از انتخاب دستگاه گنجانده شود.
دسترسی چرخه عمر و سازگاری جایگزینی نیز باید در نظر گرفته شود.
معماری نهایی ممکن است از چندین فناوری حافظه استفاده کند. این اغلب نتیجه درست است نه پیچیدگی غیرضروری.
فلش میتواند به عنوان فرمویر خدمت کند. رم سریع میتواند کنترل فعال را پشتیبانی کند. حافظه غیر فرار با دوام بالا میتواند رویدادها و متغیرهای نگهداری شده را حفظ کند.
ذخیرهسازی با چگالی بالاتر میتواند تصاویر، پایگاههای داده و تاریخچههای طولانی تولید را نگه دارد.
هدف یافتن یک حافظه جهانی نیست. بلکه اختصاص هر کلاس داده به دستگاهی است که با اهمیت عملیاتی آن مطابقت دارد.
حافظه همچنان یک محدودیت حیاتی در صنعت ۴.۰ باقی خواهد ماند
سیستمهای صنعتی آینده به ظرفیت بیشتر و دسترسی سریعتر نیاز خواهند داشت.
حسگرهای بیشتر دادههای محلی بیشتری تولید خواهند کرد. تحلیلهای لبه از مدلهای بزرگتر و تاریخچههای طولانیتر استفاده خواهند کرد.
کنترلرها عملکردهای امنیتی، خدمات ارتباطی و نرمافزار تشخیصی بیشتری را ذخیره خواهند کرد.
فلش با چگالی بالاتر و حافظه غیر فرار از این نیازها پشتیبانی خواهد کرد. رم سریعتر بینایی ماشین و تحلیلهای محلی را بهبود میبخشد.
ذخیرهسازی بدون باتری نگهداری شده، نگهداری را کاهش داده و بازیابی پس از قطع برق را بهبود میبخشد.
با این حال، ظرفیت بیشتر نیاز به معماری منظم را از بین نمیبرد.
کارخانهها نباید هر نقطه داده خام را به طور نامحدود ذخیره کنند. سیستمهای لبه باید تصمیم بگیرند کدام اطلاعات ارزش عملیاتی ایجاد میکند.
دادههای معمولی ممکن است خلاصه شوند. اطلاعات دقیق میتواند در مورد هشدارها، خرابیها یا رویدادهای کیفیت حفظ شود.
عملکرد نیز باید قابل پیشبینی باقی بماند. پهنای باند اوج زمانی کمتر مفید است که زمانهای دسترسی در طول بارهای کاری ترکیبی ناپایدار شوند.
طراحان صنعتی همچنان به تعادل بین چگالی، تأخیر، مصرف انرژی، دوام، امنیت و پشتیبانی چرخه عمر ادامه خواهند داد.
مموری ممکن است از دید اپراتورها پنهان بماند، اما مستقیماً بر اینکه آیا یک ماشین متصل به درستی شروع به کار، اجرا، ثبت و بازیابی میکند تأثیر میگذارد.
بنابراین صنعت ۴.۰ تنها بر حسگرها، شبکهها و هوش مصنوعی بنا نشده است.
این سیستم همچنین بر حافظهای قابل اعتماد ساخته شده است که دستورالعملها، زمینه و شواهد پشت هر تصمیم صنعتی را حفظ میکند.
درباره نویسنده
دنیل مرسر | تحلیلگر ارشد محاسبات صنعتی
دنیل مرسر دارای ۱۵ سال تجربه در زمینه معماری کنترلر، محاسبات تعبیهشده، سیستمهای حرکتی و زیرساخت لبه صنعتی است. پیشینه مهندسی او شامل کارهای یکپارچهسازی با پلتفرمهای زیمنس، بکهوف اتوماسیون، اشنایدر الکتریک و راکول اتوماسیون در کارخانهها و تأسیسات فرآیندی است.