تولید ناب در عصر اتوماسیون صنعتی: ایجاد سیستمهای تولید با بهرهوری بالا
تولید ناب همچنان یکی از مؤثرترین روشها برای افزایش بهرهوری، کاهش ضایعات و بهینهسازی کارایی عملیاتی است. بااینحال، تولیدکنندگان مدرن دیگر تنها به تکنیکهای بهینهسازی فرایند متکی نیستند. سازمان...
چرا تولید ناب در صنعت مدرن همچنان ضروری است
تولید طی دو دهه گذشته بهطور چشمگیری تغییر کرده است. تحول دیجیتال، اتوماسیون صنعتی، تحلیلهای پیشرفته و فناوریهای کارخانه هوشمند، شیوه طراحی، تولید و تحویل محصولات را دگرگون کردهاند. با وجود این پیشرفتها، تولیدکنندگان همچنان با همان چالش اساسی روبهرو هستند: تولید محصولات باکیفیت بهصورت کارآمد، همزمان با کنترل هزینهها و برآورده کردن انتظارات مشتری.
این چالش توضیح میدهد که چرا تولید ناب همچنان یکی از تأثیرگذارترین فلسفههای عملیاتی در صنعت مدرن است. تولید ناب بر بیشینهسازی ارزش مشتری و همزمان کمینهسازی اتلاف تمرکز دارد. هر فعالیت، فرایند و منبع باید بهطور مستقیم یا غیرمستقیم به ارائه ارزش به مشتری نهایی کمک کند.
اگرچه این مفهوم ساده به نظر میرسد، دستیابی به عملکرد ناب واقعی به درک عمیقی از فرایندهای تولید، جریان مواد، قابلیت اطمینان تجهیزات و رفتار سازمانی نیاز دارد. شرکتهایی که اصول ناب را با موفقیت اجرا میکنند، اغلب درمییابند که حذف اتلاف یک پروژه یکباره نیست. بلکه به فرایندی مستمر از مشاهده، اندازهگیری، تحلیل و بهبود تبدیل میشود.
امروزه تولیدکنندگان بیشازپیش به فناوریهای اتوماسیون صنعتی برای پشتیبانی از این تلاشها متکی هستند. PLCها، سیستمهای کنترل توزیعشده (DCS)، پلتفرمهای کنترل نظارتی و گردآوری داده (SCADA)، سیستمهای اجرای تولید (MES) و شبکههای ارتباطی صنعتی، دید لازم برای شناسایی ناکارآمدیها و بهبود عملکرد عملیاتی را فراهم میکنند.
اتوماسیون صنعتی بهجای جایگزین کردن اصول تولید ناب، اثربخشی آنها را افزایش میدهد. دادههای بلادرنگ تصمیمگیری سریعتر را ممکن میکنند، تحلیلهای پیشبینانه ناکارآمدیهای پنهان را آشکار میسازند و سیستمهای متصل دید بیسابقهای از عملیات تولید فراهم میکنند.
در نتیجه، تولید ناب مدرن دیگر به نقشهبرداری فرایندها و بهبود گردش کار محدود نیست. این رویکرد به راهبردی جامع تبدیل شده است که تعالی عملیاتی را با فناوریهای پیشرفته صنعتی ترکیب میکند.
درک ارزش از دیدگاه مشتری
هر ابتکار موفق در زمینه تولید ناب با یک پرسش ساده آغاز میشود: مشتری واقعاً برای چه چیزی ارزش قائل است؟
تولیدکنندگان اغلب درونگرا میشوند و بر برنامههای تولید، میزان استفاده از تجهیزات، سطوح موجودی و عملکرد واحدها تمرکز میکنند. اگرچه این شاخصها همچنان اهمیت دارند، تولید ناب سازمانها را تشویق میکند عملیات را از دیدگاه مشتری ارزیابی کنند.
مشتریان بهندرت به پیچیدگیهای داخلی علاقهمند هستند. آنها به دریافت محصولات باکیفیت، با قیمتهای رقابتی، تحویل بهموقع و عملکرد مطابق انتظار اهمیت میدهند.
هر فعالیتی که مستقیماً به این نتایج کمک کند، میتواند ارزشافزا در نظر گرفته شود. فعالیتهایی که بدون بهبود محصول یا تجربه مشتری منابع مصرف میکنند، نشاندهنده اتلاف بالقوه هستند.
اشکالهای رایج اتلاف در تولید عبارتاند از:
• تولید بیشازحد
• موجودی اضافی
• حملونقل غیرضروری
• زمان انتظار
• نقصها و دوبارهکاری
• جابهجایی اضافی
• پردازش بیشازحد
شناسایی این منابع اتلاف، پایهای برای بهبود مستمر فراهم میکند.
اتوماسیون صنعتی مدرن این فرایند شناسایی را بهطور قابلتوجهی بهبود میدهد. حسگرها، کنترلکنندهها و سیستمهای پایش بهطور پیوسته دادههای عملیاتی را جمعآوری میکنند و ناکارآمدیهایی را آشکار میسازند که اغلب در مشاهدات دستی دیده نمیشوند.
برای مثال، ممکن است مدیر تولید تصور کند یک دستگاه بستهبندی بهطور کارآمد کار میکند، زیرا بهندرت کاملاً متوقف میشود. بااینحال، دادههای عملکرد تولیدشده توسط PLC ممکن است توقفهای کوتاه و مکرر، کاهش سرعت کار یا مداخلات تکرارشونده اپراتور را آشکار کند که در مجموع توان عملیاتی را کاهش میدهند.
بدون دادههای عملیاتی دقیق، این اتلافهای پنهان اغلب شناسایینشده باقی میمانند.
سازمانهایی که محیطهای تولید خود را مدرنسازی میکنند، اغلب سیستمهای پیشرفته PLC و PAC را برای افزایش قابلیت مشاهده و پشتیبانی از تصمیمگیری دادهمحور در سراسر عملیات تولید به کار میگیرند.
نگاشت جریانهای ارزش در محیط تولید متصل
پس از شناسایی ارزش مورد نظر مشتری، متخصصان ناب بر درک چگونگی حرکت ارزش در سازمان تمرکز میکنند. این فرایند معمولاً با عنوان نگاشت جریان ارزش (VSM) شناخته میشود.
نقشههای سنتی جریان ارزش، جابهجایی مواد را از تأمینکنندگان، از طریق فرایندهای تولید و در نهایت تا مشتریان بهصورت بصری نمایش میدهند. این نقشهها به سازمانها کمک میکنند تأخیرها، گلوگاهها، فعالیتهای تکراری و فعالیتهای بدون ارزش افزوده را شناسایی کنند.
اگرچه نگاشت سنتی جریان ارزش همچنان بسیار مؤثر است، تولیدکنندگان مدرن باید جریانهای اطلاعاتی دیجیتال را نیز در نظر بگیرند.
محیطهای تولید امروزی حجم عظیمی از دادههای عملیاتی را از حسگرها، PLCها، سیستمهای بینایی ماشین، رباتیک، درایوها، تحلیلگرها و پلتفرمهای نرمافزاری سازمانی تولید میکنند.
یک جریان ارزش دیجیتال جامع شامل موارد زیر است:
• جریان مواد
• اطلاعات زمانبندی تولید
• سوابق کیفیت
• دادههای نگهداری و تعمیرات
• اطلاعات موجودی
• پارامترهای کنترل فرایند
• شاخصهای عملکرد تجهیزات
تولیدکنندگانی که این جریانهای اطلاعاتی را یکپارچه میکنند، درک کاملتری از عملکرد عملیاتی به دست میآورند.
یک تأمینکننده قطعات خودرو را در نظر بگیرید که قطعات دقیق را در چندین سلول ماشینکاری تولید میکند. تحلیل سنتی جریان ارزش ممکن است تأخیرهای بین ایستگاههای ماشینکاری و بازرسی را شناسایی کند. بااینحال، تحلیل دیجیتال ممکن است نشان دهد که تعویض دستگاهها، در دسترس بودن ابزارها و تداخلهای زمانبندی، در مقایسه با تأخیرهای حملونقل، سهم بسیار بیشتری در زمان ازکارافتادگی دارند.
این دید گستردهتر، اقدامات بهبود مؤثرتری را امکانپذیر میکند.
بسیاری از سازمانها اکنون از سیستمهای اجرای تولید (MES) در کنار پلتفرمهای SCADA استفاده میکنند تا بازنماییهای دیجیتال لحظهای از عملیات تولید ایجاد کنند. این سیستمها دیدی پیوسته از وضعیت تولید، عملکرد تجهیزات و بهرهوری گردش کار فراهم میکنند.
با افزایش پیچیدگی تولید، توانایی ترسیم جریانهای ارزش فیزیکی و دیجیتال اهمیت فزایندهای پیدا میکند.
روان و قابلپیشبینی کردن جریان تولید
جریان یکی از مهمترین مفاهیم در تولید ناب است. هنگامی که تولید بهنرمی جریان دارد، محصولات با کمترین تأخیر، وقفه یا گلوگاه، بهطور کارآمد در عملیات مختلف حرکت میکنند.
متأسفانه، بسیاری از مراکز تولید با جریان ناپایدار تولید دستوپنجه نرم میکنند. مواد در صفها منتظر میمانند، تجهیزات از کار میافتند، اپراتورها با تداخلهای زمانبندی مواجه میشوند و اولویتهای تولید مرتباً تغییر میکنند.
هر وقفهای بهرهوری را کاهش میدهد و همزمان هزینههای عملیاتی را افزایش میدهد.
اتوماسیون صنعتی ابزارهای قدرتمندی برای بهبود جریان در سراسر سیستمهای تولید فراهم میکند.
سیستمهای کنترل مدرن بهطور پیوسته عملکرد تولید، وضعیت تجهیزات و شرایط فرایند را پایش میکنند. اطلاعات لحظهای به سرپرستان امکان میدهد گلوگاههای در حال شکلگیری را پیش از آنکه تأثیر قابلتوجهی بر تولید بگذارند شناسایی کنند.
برای مثال، سیستمهای نقاله مجهز به حسگر میتوانند انباشت مواد را تشخیص دهند و نرخ تولید بالادست را بهطور خودکار تنظیم کنند. سیستمهای بستهبندی میتوانند مستقیماً با تجهیزات پرکن ارتباط برقرار کنند تا جریان متعادل تولید حفظ شود. پلتفرمهای زمانبندی خودکار میتوانند منابع را بر اساس تغییر نیازهای تولید بهصورت پویا تخصیص دهند.
این قابلیتها به تولیدکنندگان کمک میکنند زمان انتظار را کاهش دهند، موجودی کالای در جریان ساخت را به حداقل برسانند و بهرهوری کلی تولید را بهبود دهند.
صنعت ۴.۰ امکانات تولید ناب را گسترش میدهد
تولید ناب مدتها پیش از آنکه مفاهیمی مانند اینترنت صنعتی اشیا (IIoT)، رایانش ابری، هوش مصنوعی و تحلیل لبهای وارد واژگان صنعتی شوند، شکل گرفت. با این حال، اهداف همچنان بهطرز چشمگیری مشابهاند. هم تولید ناب و هم صنعت ۴.۰ بهدنبال بهبود بهرهوری، حذف اتلاف، افزایش دیدپذیری و پشتیبانی از بهبود مستمر هستند.
تفاوت در ابزارهای موجود است.
فناوریهای صنعت ۴.۰ به تولیدکنندگان اجازه میدهند ناکارآمدیها را با دقتی بسیار بیشتر از روشهای سنتی شناسایی کنند. حسگرها بهطور مستمر دادههای فرایند را جمعآوری میکنند، شبکههای صنعتی اطلاعات را در سراسر مراکز تولید منتقل میکنند و پلتفرمهای تحلیل، اطلاعات خام را به بینشهای عملیاتی تبدیل میکنند.
در نتیجه، تولیدکنندگان میتوانند مشکلات عملکردی را مدتها پیش از آنکه به مسائل عملیاتی مهم تبدیل شوند، شناسایی کنند.
برای مثال، یک خط تولید ممکن است در محدودههای قابلقبول به کار خود ادامه دهد، اما بهدلیل افزایش تدریجی زمان چرخه، رشد نرخ محصولات مردود یا فرسودگی جزئی تجهیزات، بهتدریج بهرهوری خود را از دست بدهد. روشهای سنتی گزارشدهی ممکن است این روندها را تا زمانی که اهداف تولید محقق نشدهاند، آشکار نکنند.
پلتفرمهای تحلیل مدرن میتوانند این تغییرات را بهطور خودکار شناسایی کنند و پیش از آنکه افت بهرهوری چشمگیر شود، به کارکنان هشدار دهند.
این رویکرد پیشگیرانه با حذف اتلاف پیش از انباشته شدن آن، کاملاً با اصول تولید ناب همسو است.
هوش مصنوعی و تحلیلهای پیشرفته تولید
هوش مصنوعی به یکی از پرمناقشهترین فناوریها در تولید مدرن تبدیل شده است. اگرچه این اصطلاح اغلب با مفاهیم آیندهنگرانه مرتبط است، کاربردهای عملی صنعتی هماکنون ارزش قابلاندازهگیری ایجاد میکنند.
سیستمهای هوش مصنوعی در شناسایی الگوها در مجموعهدادههای بزرگ، که تشخیص آنها برای اپراتورهای انسانی دشوار است، عملکرد بسیار خوبی دارند.
در محیطهای تولیدی، این قابلیتها از موارد زیر پشتیبانی میکنند:
• برنامههای نگهداری پیشبینانه
• بهینهسازی کیفیت
• مدیریت انرژی
• زمانبندی تولید
• پیشبینی موجودی
• بهینهسازی فرایند
برای مثال، یک سیستم کیفیت مبتنی بر هوش مصنوعی میتواند هزاران متغیر فرایند را همزمان تحلیل کند تا مشخص شود کدام شرایط عملیاتی بیشترین تأثیر را بر کیفیت محصول دارند.
سپس مهندسان میتوانند برای کاهش نقصها و بهبود یکنواختی، پارامترهای عملیاتی را بهصورت پیشگیرانه تنظیم کنند.
به همین ترتیب، الگوریتمهای یادگیری ماشین میتوانند سالها سوابق نگهداری، روندهای عملیاتی و دادههای عملکرد تجهیزات را ارزیابی کنند تا خرابیها را پیش از وقوع پیشبینی کنند.
نتیجه، افزایش دسترسپذیری تجهیزات، کاهش هزینههای نگهداری و کاهش اتلاف عملیاتی است.
مهمتر از همه، هوش مصنوعی جایگزین روشهای ناب نمیشود. در عوض، ابزارهای پیشرفتهتری در اختیار تولیدکنندگان قرار میدهد تا از طرحهای بهبود مستمر پشتیبانی کنند.
دوقلوهای دیجیتال در حال تغییر شیوه بهبود فرایندها توسط تولیدکنندگان هستند
یکی از امیدوارکنندهترین تحولات در حوزه اتوماسیون صنعتی، پذیرش فناوری دوقلوی دیجیتال است.
دوقلوی دیجیتال، بازنمایی مجازی یک دارایی فیزیکی، ماشین، فرایند یا تأسیسات تولیدی است. مدل دیجیتال بهطور مستمر دادههای عملیاتی را از سیستم فیزیکی دریافت میکند و بازنمایی دقیق و لحظهای از شرایط واقعی کارکرد ایجاد میکند.
این قابلیت فرصتهای چشمگیری برای برنامههای تولید ناب ایجاد میکند.
مهندسان بهجای آزمایش مستقیم روی تجهیزات تولید، میتوانند تغییرات فرایند را در یک محیط مجازی ارزیابی کنند.
تولیدکنندگان میتوانند موارد زیر را شبیهسازی کنند:
• اصلاحات خط تولید
• ارتقای تجهیزات
• معرفی محصولات جدید
• تغییرات جریان مواد
• پروژههای توسعه ظرفیت
• راهبردهای نگهداری و تعمیرات
مسائل احتمالی را میتوان پیش از اجرا شناسایی کرد؛ در نتیجه، ریسک پروژه کاهش مییابد و ابتکارهای بهبود با سرعت بیشتری پیش میروند.
برای سازمانهایی که بهدنبال تعالی عملیاتی هستند، دوقلوهای دیجیتال سازوکاری قدرتمند برای پشتیبانی از تصمیمگیری دادهمحور فراهم میکنند.
با ادامه بهبود دقت شبیهسازی، انتظار میرود فناوری دوقلوی دیجیتال به یکی از اجزای مهمتر راهبردهای تولید هوشمند تبدیل شود.
کارخانههای هوشمند به سیستمهای اتوماسیون متصل وابستهاند
مفهوم کارخانه هوشمند بسیار فراتر از خودکارسازی تجهیزات است.
یک کارخانه واقعاً هوشمند، سیستمهای تولید، عملیات نگهداری و تعمیرات، فرایندهای مدیریت کیفیت، سیستمهای موجودی و برنامههای کاربردی کسبوکار را در یک اکوسیستم متصل یکپارچه میکند.
اطلاعات بهصورت یکپارچه میان بخشهای سازمان جریان مییابد و تصمیمگیری سریعتر و هماهنگی عملیاتی بهتر را ممکن میکند.
فناوریهای اصلی پشتیبان محیطهای تولید هوشمند عبارتاند از:
• سیستمهای PLC و PAC
• سیستمهای کنترل توزیعشده (DCS)
• پلتفرمهای اسکادا
• سیستمهای اجرای تولید
• شبکههای اترنت صنعتی
• پلتفرمهای تحلیل ابری
• راهکارهای امنیت سایبری صنعتی
این فناوریها در کنار یکدیگر شفافیت را در سراسر عملیات تولید ایجاد میکنند.
تصمیمگیرندگان به اطلاعات عملیاتی لحظهای دسترسی پیدا میکنند و تیمهای تولید نیز بینشهای قابلاقدامی دریافت میکنند که از تلاشهای بهبود مستمر پشتیبانی میکنند.
مجموعههایی که زیرساخت اتوماسیون خود را نوسازی میکنند، اغلب سیستمهای کنترل توزیعشده پیشرفته و معماریهای کنترل یکپارچهای را ارزیابی میکنند که توانایی پشتیبانی از ابتکارهای تحول دیجیتال آینده را دارند.
مطالعه موردی: بهبود ناب از طریق نوسازی سیستم کنترل توزیعشده Honeywell
یک تولیدکننده مواد شیمیایی تخصصی که چندین واحد تولید نوبتی را اداره میکرد، با چالشهای مستمر مرتبط با نوسان فرایند، ناهماهنگی کیفیت محصول و مداخله بیش از حد اپراتورها مواجه بود.
این واحد تولیدی به زیرساخت کنترلی قدیمی متکی بود که دیدپذیری عملکرد فرایند را محدود میکرد.
برای مقابله با این چالشها، سازمان برنامهای نوسازی را با محوریت یک سامانه کنترل توزیعشده جدید Honeywell اجرا کرد.
این پروژه شامل موارد زیر بود:
• پایش پیشرفته فرایند
• بهبود مدیریت هشدارها
• راهبردهای پیشرفته کنترل فرایند
• رابطهای متمرکز اپراتوری
• جمعآوری دادههای تاریخی
پس از اجرا، اپراتورها دید بسیار بهتری نسبت به شرایط فرایند به دست آوردند. انحرافهای فرایند زودتر شناسایی شدند، عملکرد کنترل بهبود یافت و نوسان تولید کاهش پیدا کرد.
مدیریت همچنین به اطلاعات تاریخی عملکرد دسترسی پیدا کرد که از بررسی علل ریشهای و طرحهای بهبود مستمر پشتیبانی میکرد.
نتیجه، کاهش قابلاندازهگیری ضایعات، بهبود یکنواختی محصول و افزایش بهرهوری تولید بود.
این نمونه نشان میدهد که سامانههای نوین کنترل چگونه میتوانند مستقیماً از اهداف تولید ناب پشتیبانی کنند.
مطالعه موردی: اتوماسیون ABB و بهینهسازی تولید
یک واحد بزرگ تولید خمیر کاغذ و کاغذ به دنبال بهبود بهرهوری تولید و همزمان کاهش مصرف انرژی و توقفهای برنامهریزینشده بود.
اگرچه چندین برنامه بهبود پیشتر اجرا شده بود، مدیریت دید کافی نسبت به تعامل میان عملکرد فرایند، قابلیت اطمینان تجهیزات و بهرهوری عملیاتی نداشت.
این واحد تولیدی یک راهکار یکپارچه اتوماسیون ABB را به کار گرفت که سامانههای کنترل فرایند، پلتفرمهای تعمیر و نگهداری و ابزارهای گزارشدهی تولید را به یکدیگر متصل میکرد.
اطلاعات بلادرنگ در چندین بخش در دسترس قرار گرفت و کارکنان تولید، تیمهای تعمیر و نگهداری و مدیران کارخانه توانستند مؤثرتر با یکدیگر همکاری کنند.
چندین بهبود مهم به دنبال آن حاصل شد:
• کاهش نوسان فرایند
• بهبود بهرهبرداری از تجهیزات
• کاهش مصرف انرژی
• رفع سریعتر مشکلات
• بهبود برنامهریزی تولید
این سازمان در نهایت به پیشرفتهای چشمگیری در بهرهوری و قابلیت اطمینان عملیاتی دست یافت.
شاید مهمتر از همه، این واحد تولیدی فرهنگی ایجاد کرد که در آن تصمیمها بیش از پیش بر اساس دادههای عملیاتی، نه فرضیات، اتخاذ میشدند.
این تغییر فرهنگی همچنان یکی از ارزشمندترین دستاوردهای هر طرح موفق تحول ناب به شمار میرود.
ایجاد فرهنگ بهبود مستمر
فناوری بهتنهایی نمیتواند سازمانی ناب ایجاد کند.
سامانههای کنترل پیشرفته، پلتفرمهای نگهداری و تعمیرات پیشبینانه، شبکههای صنعتی و نرمافزارهای تحلیل، قابلیتهای قدرتمندی فراهم میکنند؛ اما موفقیت پایدار در نهایت به افراد وابسته است.
سازمانهایی که بهطور مستمر به تعالی عملیاتی دست مییابند، فرهنگ بهبود مستمر را در سراسر همه سطوح کسبوکار پرورش میدهند.
کارکنان تشویق میشوند ناکارآمدیها را شناسایی کنند، پیشنهادهای بهبود ارائه دهند و فعالانه در فعالیتهای حل مسئله مشارکت داشته باشند.
اپراتورها اغلب دانش عملی ارزشمندی درباره فرایندهای تولید دارند. تکنسینهای تعمیر و نگهداری رفتار تجهیزات را درک میکنند. مهندسان تخصص فنی ارائه میدهند. مدیران جهتگیری راهبردی را تعیین میکنند.
هنگامی که این دیدگاهها با یکدیگر ترکیب میشوند، سازمانها اکوسیستمهای قدرتمند بهبود ایجاد میکنند که توانایی سازگاری با الزامات متغیر کسبوکار را دارند.
روششناسی برنامهریزی-اجرا-بررسی-اقدام همچنان بسیار مرتبط است، زیرا آزمایشگری ساختاریافته و یادگیری مستمر را تشویق میکند.
هر ابتکار بهبود، دانش جدیدی تولید میکند که میتوان آن را در چالشهای آینده به کار گرفت.
با گذشت زمان، این چرخه فرهنگی خودپایدار و متمرکز بر تعالی عملیاتی ایجاد میکند.
جمعبندی نهایی
تولید ناب همچنان یکی از مؤثرترین چارچوبها برای بهبود عملکرد صنعتی است. گرچه اصول بنیادین آن بدون تغییر باقی ماندهاند، ابزارهای در دسترس تولیدکنندگان بهطور چشمگیری تکامل یافتهاند.
فناوریهای اتوماسیون صنعتی اکنون دیدی بیسابقه از عملیات تولید، سلامت تجهیزات، عملکرد کیفیت و بهرهبرداری از منابع فراهم میکنند. PLCها، سامانههای SCADA، پلتفرمهای DCS، فناوریهای نگهداری و تعمیرات پیشبینانه، شبکههای ارتباطی صنعتی و راهکارهای صنعت ۴.۰، شیوه شناسایی اتلاف و پیگیری بهبود مستمر را در سازمانها متحول کردهاند.
موفقترین تولیدکنندگان میدانند که تولید ناب و اتوماسیون صنعتی راهبردهای رقیب نیستند. این دو حوزه مکمل یکدیگرند و یکدیگر را تقویت میکنند.
اصول ناب مشخص میکنند سازمانها باید چه چیزهایی را بهبود دهند. اتوماسیون صنعتی دیدپذیری، هوشمندی و کنترلی را فراهم میکند که برای دستیابی کارآمد به این بهبودها ضروری است.
با ادامه تحول تولید بهسوی عملیات هرچه متصلتر و دادهمحورتر، یکپارچهسازی روششناسیهای ناب با فناوریهای پیشرفته اتوماسیون همچنان یک مزیت رقابتی حیاتی خواهد بود.
سازمانهایی که قادر به ترکیب تعالی عملیاتی، قابلیت اطمینان داراییها، تحول دیجیتال و بهبود مستمر باشند، بهترین جایگاه را برای شکوفایی در نسل آینده تولید صنعتی خواهند داشت.